حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

417

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

خويشان تركان خاتون مادر خوارزمشاه در مال ايشان طمع كرد و بسلطان چنين فهماند كه آن جمع جاسوسند سپس همگى ايشان را باستثناى يك تن كه به خدمت چنگيز گريخت كشت و اموال آنان را ضبط كرد چون خبر اين واقعهء هايله بچنگيز رسيد سفيرى پيش سلطان محمّد فرستاد و از او تسليم غاير خان را كه مرتكب چنين حركتى زشت شده بود خواست . خوارزمشاه از آنجا كه اكثر لشكريان ترك او از قبيله و از بستگان غاير خان بودند و بعلّت نفوذ فوق العادهء مادر كه از غاير خان طرفدارى ميكرد نه تنها از تسليم او ابا كرد بلكه فرستادهء چنگيز را هم كشت و با اين حركت سفيهانه غضب خان مغول را بيش از پيش تحريك نمود و بدست ناقابل خود سيل هجوم مغول را به طرف ممالك آباد اسلام كشاند . انقراض دولت نايمان و حمله بممالك خوارزمشاهى چنگيز پيش از آنكه انتقام كشتار فرستادگان و رعاياى تاجر خود را از خوارزمشاه بكشد درصدد برآمد كه ابتدا كوچلك خان را كه در بلاد كاشغر و ختن بمردم آزار بسيار مىرساند و باعث فتنه و فساد بود از ميان بردارد به همين نيّت سردار معروف خود جبه‌نويان را با لشكرى معظم روانهء كاشغر كرد و جبه بدستيارى مسلمانان آن ناحيه كه از ظلم پادشاه نايمان بجان آمده بودند به سهولت كوچلك را شكست داد و او در حال فرار در حدود بدخشان بقتل رسيد و دولت نايمان در سال 615 انقراض يافت و تمام تركستان شرقى اطاعت چنگيز را قبول كردند و چنگيزيان كه با دين كسى كارى نداشتند بمردم آزادى مذهب دادند و مسلمانان مقدم ايشان را بشادى تمام پذيرفتند . رسيدن خبر قتل كوچلك و انقراض دولت نايمان خوارزمشاه را سخت متأثر كرد چه اين پادشاه چند سال پيش از مقابله با كوچلك بيم داشت و مردم را بخراب كردن بلاد سرحدّى امر ميداد تا راه حمله بر او مشكل شود . مغلوب شدن او به اين سهولت بدست يكى از سران سپاهى چنگيز به او فهماند كه قدرت جنگ‌آورى مغول بيش از آنست كه او مىپنداشته و بعد از اين سروكار او با حريفان قوىپنجه‌ايست كه شايد تا اين تاريخ بنظير آن برنخورده بوده است .